افسانه عمر
در کنج دلم عشق کسی خانه ندار
کس جای در این خانه ی ویرانه ندارد
دل را به کفِ هر که دهم باز پس آرد
کس را به نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان ، جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ندهم پای
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد
ها چند کنی قصه ی اسکنر و دانا
ده روزه ی عمر ، این همه افسانه ندارد
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این خانه ی ویرانه ندارد
دل را به کفِ هر که دهم باز پس آرد
کس را به نگهداری دیوانه ندارد
+نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت10:42توسط سیما |


