تبليغاتX

دلنوشته های تنهایی من ... - دلتنگی

دلنوشته های تنهایی من ...

دلتنگی
                       روز را خورشید می سازد ، روزگارش را ماه

                                ما فقط تماشاگر گذر زمان هستیم

                               پس چه زیباست در این گذران عمر

                       زیبا ببینیم ، زیبا فکر کنیم و زیباتر زندگی کنیم

                      شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتیم

                     اما حال که بر آن دعوت شده ایم بگذار  زیبا برقصیم

    

نه ! تو را دوست ندارم 

اما هنگامی که نیستی غمگینم

وبه آسمان آبی بالای سرت

و ستاره ها یی که تو را می بینند حسادت می کنم

تو را دوست ندارم ,اما نمی دانم چرا آن چه می کنی برایم استثنایی است

بارها از خود پرسیده ام :

چرا آن هایی که دو ستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند

تو را دوست ندارم ,اما چشمان گو یایت

با آن سیاهی عمیق و درخشان بیش از هر نگاه دیگری بین من و شب تیره قرار

می گیرد

آه می دانم که تو را دوست ندارم

اما دیگران باور نمی کنند

چرا که آشکارا می بینند

نگاهم به دنبال توست...

TinyPic image

 

دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن

 از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن

 از اونايي که زير بارون برات مي ميرن

 و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره

 

TinyPic image

 

 

خسته ام از  ،لبخند اجباری       

 خسته ام ، از حرفای تکراری

خسته از خواب فراموشی  ِزندگی  با وهم ٍ بیداری

این همه عشقای کو تاهٌ ، این تحملهای طولانی

سرگذشته بی سرانجامٍ ،گم شدن تو فصل طوفانی

حقیقت پیش رومون بود ، ولی باور نمیکردیم

همین امروز روشن هم ، پی خورشید میگردیم

نشستیم روبروی هم ، تو چشمامون نگاهی نیست

نه با دیدن، نه با گفتن ، به قد لحظه راهی نیست

من و تو گم شدیم انگار، تو این دنیای وارونه

که دریاشم پر از حسرت ، همیشه فکر بارونه

سراغ عشقو میگیریم،  تو اشک گریه ی آخر

تو دریای ترک خورده ، میون موج خاکستر

این همه عشقای کوتاه ّ ، این تحملهای طولانی

سرگذشته بی سرانجام ِ گم شدن تو فصل طوفانی     

 

 

 

باور نكن تنهايي ات را
من در تو پنهانم،تو در من
از من به من نزديكتر تو
از تو به تو نزديكتر من
باور نکن تنهایی ات را
تا یک دل و یک درد داریم
تا در عبور از کوچة عشق
بر دوش هم سر می گذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهایی ات را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه،یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزله،یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزل

TinyPic image

وقتي کسي رو دوست داري حاضري براش جونتو فدا کني...............

 حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش کني..............

. به خاطرش داد بزني....................

 به خاطرش دروغ بگي................

 حاضري رو همه چي .حتي رو دفتر زندگيت

 که حالا پاره پاره شده خط بکشي.............

. خيلي چيزا رو مثل غرورت ميشکني تا دلش نشکنه...........

 اگه گفتي به اين چي ميگن؟؟؟ .::عشق

 

زندگي تفسير سه کلمه است :

 خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن ....

پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

                        TinyPic image

 با تشکر از دوست عزیزم که این شعرو که از استاد فرد منش هست رو

 برام نوشتن منم میذارمش تا همه بخونن.ممنونم

بر اصل و نسب بالی ای اصل و نسب عالی
ای زادهء هفت پشت اصالت
در مکتب عشاق اگر این بود جوابت
لعنت به تو و ذات خرابت

در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت


رفتیم و از این رفتن بسیار تو را بخشید
آزادی و قلبتو بر رفتن ما خندید
آن تازه رسه نو بر گر حالم و پرسید

گو شکر خدا گفتم و راضی ز صوابت
لعنت به تو و ذات خرابت

در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت

در آینه ات بنگر حیوان صفتی بینی
حاشا مکن این باور این دست تو نیست اینی
این دست تو نیست اینی

این است ترازوی عدالت تو پادشه مکر و رذالت
ارزانیه آن تازه رس خوش قد و قامت
تو پیشکشو قصهء ما هم به سلامت

گفتم که گلی افسوس پا تا به سرت خاره
این مستی و پیروزی چند است و نه بسیاره
چند است و نه بسیاره

سقای هزار تشنهء آواره
سیراب شدند جملگی از آب سرابت
لعنت به تو و ذات خرابت

در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت


ای عاشق پوشالی بر اصل و نسب بالی
ای کاش نبینی تو آنروز که پامالی
آنروز که پامالی

در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت


ای شناگره قابل تو آب نمیدیدی
بازیچهء شب گردان مهتاب نمیدیدی

اینک تو و این مرداب
اینک تو واین مهتاب
بیداری اگر این است

رفتیم دگر درخواب

TinyPic image

                       

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت11:11توسط سیما |
------------------------------------