می خوام بنویسم برات ، شاید که بخونی
غم تنهاییهامو از سکوتم ، مهربونم
می خوام بنویسم ، از دلتنگیام
از قصه ی پر غصه ی زندگیم.
می خوام بگم که خیلی تنهام
باورت میشه !
هر چقدرم که باغچه ی زندگی رو
با محبت آبیاری کنی ،
بازم گلهای قشنگ عشقت رو به خشکی می ره...
مگه صداقت لازمه پرورش عشق نیست؟
مگه محبتم سیرابش نکرد؟
من که دست نوازش داشتم !
پس چی شد ؟؟؟
چرا باز هم تنهایی...!!!
+نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت11:9توسط سیما |

